به گزارش «اخبار خودرو» ، سال‌ها از استخراج نفت خام و سپس تولید روغن‌پایه در ایران می‌گذرد؛ اما وقتی با دقت به‌تغییرات این صنعت نگاه می‌کنیم، تفاوت را صرفا در ظاهر روغن‌های تولیدی و تولید روغن‌های جدید می‌بینیم. اما با بررسی این صنعت در بازارهای بین‌المللی شاهد تغییرات چشم‌گیری در این حوزه هستیم. همچنین در کنار تغییرات در بخش تولید، شاهد تغییرات مهم در بخش مصرف نیز هستیم.

بر طبق مقالات مختلف ارائه‌شده درحوزه پالایشگاه‌های تولید روغن‌پایه توسط مراجع این حوزه، میزان تقاضا درحوزه روغن‌های گروه یک به‌دلایل فنی از قبیل تقاضا برای تولید روغن‌های موتور با کیفیت بالا، افزایش کارایی موتور، بهبود مصرف‌سوخت، افزایش دوره‌های تعویض و سایر نیازمندی های فنی درحال کاهش است.
 
آینده روغن‌پایه ایرانی در بازار بین‌المللی
 

باتوجه به‌اطلاعات منتشرشده پیش‌بینی می‌شود از سال ۲۰۱۵ تا سال ۲۰۳۰، شاهد کاهش حدود ۲۰ درصدی در بخش تقاضای روغن‌های پایه گروه یک خواهیم بود. این کاهش تقاضا در کنار وجود شرکت‌های مختلف تولیدکننده روغن‌های پایه گروه یک سبب ایجاد رقابت شدید بین تولیدکنندگان به‌منظور حفظ سهم بازار محصولات خود می‌شود. لیکن بعضی از شرکت‌های مذکور درنهایت مجبور به‌کاهش ظرفیت تولید، تعدیل نیرو و سرانجام تعطیلی کارخانجات خود خواهند شد. چراکه به‌دلیل نزدیکی قیمت و همچنین کیفیت مناسب‌تر روغن‌های گروه ۲، تولیدکنندگان روانکار، روغن‌های پایه گروه ۲ را جایگزین روغن‌های گروه یک خواهند کرد. 

در کنار اطلاعات فوق وجود ۱۸ شرکت تولیدکننده روغن‌پایه گروه یک درمنطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با ظرفیت بیش از ۳.۵ میلیون‌تن در سال و همچنین تولید بیش از ۱.۵ میلیون‌تن روغن‌پایه گروه ۲ و همچنین حدود ۳ میلیون‌تن روغن‌پایه گروه ۳ با تولید ۹ درصد روغن‌پایه دنیا، نشان از رقابت شدید در این منطقه دارد. علاوه‌بر این، احداث واحد جدید تولید روغن‌پایه گروه ۲ در ترکیه با ظرفیت حدود ۶۰هزار تن و همچنین افزایش ظرفیت تولید روغن‌پایه گروه‌های ۲ و ۳ در ازبکستان تا سال ۲۰۲۲، نشان از تقویت این رقابت شدید و خطر اقیانوس سرخ دارد.

اما درکنار این موضوع، بنابر دلایل فنی و همچنین وجود تقاضا در ‌بخشی از محصولات تولیدی، کماکان روغن‌های گروه یک در بخش‌های ذیل مورد مصرف قرار خواهد گرفت:
- روغن‌های صنعتی از قبیل روغن‌های دنده، کمپرسور و فلزکاری 
- گریس
- روغن‌های دریایی

علاوه‌بر موارد فوق، تولید موازی محصولاتی از قبیل  RPO و Paraffin wax هنگام تولید روغن‌های گروه یک به‌اجبار صورت می‌گیرد؛ لیکن به‌دلیل تغییرات در بخش تقاضا، میزان مصرف محصولات جایگزین این مواد درحال فزونی بوده و سبب ایجاد فشار بیشتر به‌تولیدکنندگان می‌شود.
مطابق بررسی‌های صورت‌گرفته نقشه تولید محصولاتی که از روغن‌های گروه یک استفاده می‌کنند درحال تغییر است و به‌سمت تولید محصولاتی مانند روغن‌ ماشین‌های سنگین، روغن‌های دریایی، موتورهای ریلی و محصولات صنعتی درحوزه کشورهای هند، چین و آفریقای‌جنوبی پیش می‌رود.

بازار داخلی

میزان تولید محصولات روانکاری در کشور بیش از نیاز فعلی است و در این حوزه رقابت بسیار زیادی بین شرکت‌های تولیدکننده اصلی (پالایشگاهی) و تولیدکنندگان فرعی (غیرپالایشگاهی) وجود دارد.

تولیدکنندگان اصلی به‌دلیل شباهت محصولات و نزدیکی توانمندی‌های مالی و فنی، سبد محصولات مشابهی داشته و به‌منظور جذب مشتریان پرقدرت و افزایش سهم بازار، از رویکردهای عمدتا مشابه استفاده می‌کنند (اقیانوس سرخ). در شرکت‌های تولیدکننده فرعی نیز در مقایسه با تولیدکنندگان اصلی به‌دلیل مزیت‌های رقابتی محدود سعی درتولید محصولات مشابه محصولات آن‌ها و با قیمت پایین‌تر دارند. در این بخش، بعضی شرکت‌ها با همکاری برخی شرکت‌های خارجی و اخذ نمایندگی و تاییدیه‌های معتبر، سعی در ایجاد مزیت رقابتی و جذب مشتریان جدید برای خود دارند؛ لیکن به‌دلیل توانمندی‌های پایین‌تر و وجود رقبای متعدد همواره کاهش قیمت محصولات جزو سیاست‌های فروش بوده که نشان‌دهنده اقیانوس سرخ  رقابت است.

باتوجه به‌مشکلات ذکرشده اهمیت تغییر استراتژی‌های فروش، تولید و تغییر فضای رقابتی به‌منظور افزایش سود شرکت‌ بیش‌ازپیش احساس می‌شود. چراکه درصورت عدم‌تغییر شرایط مذکور، کاهش سودآوری منجر به‌تعدیل نیرو و درنهایت منجر به‌حذف شرکت‌های تولیدکننده فرعی و بالاخره شرکت‌های اصلی شده که موج بیکاری بزرگی در کشور ایجاد خواهد کرد. مشابه این روند را درحوزه صنایع مختلف کشور شاهدیم که از آن جمله می‌توان به‌شرکت ارج اشاره کرد.

به‌صورت خلاصه با توجه به‌میزان اهمیت استراتژیک مصرف انواع روانکار و لزوم تولید این محصولات درکشور به‌دلیل کاهش وابستگی‌های خارجی و جلوگیری از خروج ارز لازم است با مطالعات دقیق نسبت به‌طراحی رویکردهای جدید درخصوص شناسایی و تولید محصولات با حاشیه سود بیشتر، رقبای کمتر و حذف یا کاهش تولید محصولات با حاشیه سود پایین و رقابت زیاد (اقیانوس سرخ) به‌منظور بهبود شرایط آتی شرکت‌ اقدام کرد.

اما باید درنظر گرفت که سرانجام تحریم‌های بین‌المللی شکسته خواهد شد و درعرصه مصرف داخلی نیز تغییرات قابل توجهی رخ خواهد داد. کما اینکه هم‌اکنون نیز شرکت‌های تولیدکننده داخلی وابستگی‌های قابل‌توجهی به‌ شرکت‌های خارجی دارند. اگر شرکت‌های داخلی روند فعلی را دنبال کنند و بدون مطالعه و سرمایه‌گذاری بر روند این تغییرات به‌فعالیت‌های خود ادامه دهند، روزی را شاهد خواهیم بود که این شرکت‌ها به‌سرنوشت محتوم برندهای معتبر داخلی دچار شوند. باید توجه کنیم که در این مدت شرکت‌ها فعالیت‌هایی نیز داشته‌اند؛ اما این فعالیت‌ها به‌دلیل تغییرات مداوم مدیران شرکت‌ها مستمر نبوده و ضرباتی به‌سیاست‌های بلندمدت وارد می‌کند. بنابراین باید ثبات در مدیریت را نیز به‌عنوان یک متغیر قابل توجه در این شرکت‌ها در نظر گرفت و برای تغییر مسیر و جلوگیری از مواجهه با مشکلات عدیده در آینده با انتخاب مدیرانی جوان و شایسته از تغییرات مداوم در این عرصه جلوگیری کرد.

این مدیران باید توجه داشته باشند که مرزهای این صنعت برای گسترش فعالیت‌ها قابل جابه‌جایی است و با کمی هوش و ذکاوت می‌توانند نه‌تنها آینده‌ای درخشان برای سازمان خود رقم بزنند، بلکه نام و آوازه درایت مدیران جوان را به‌رخ قدرت‌های تجاری خارجی که منتظر افول قدرت شرکت‌های ایرانی هستند بکشند. نهادهای نظارتی نیز باید توجه کنند که مطابق فرمایشات چندین ساله مقام‌معظم‌رهبری درخصوص اقتصاد مقاومتی، مسیر پیروزی جز از این طریق نبوده و اعتماد، حمایت و ثبات سیاست‌ها و تصمیمات حاکمیتی یکی از الزامات اولیه برای این پیروزی است.